شعر

صفحه نخست

     

تمام تنم شراب آلود است

 

تمام تنم شراب آلود است

و تسلیم دستهای برهنه از گناه توست

در اندیشه بازگشت به نرده های آهنین نیستم.

بغض هایم را جا گذاشته ام

و مسیح وار مردم را گنگ و کور می بینم

که گردنهای خود را خمیده می کنند

و گدایان رنگ باخته اند

از دروازهِ ِِی روحم عبور کرده ام

به مرثیه های ناروا می خندم

و در گردباد مستانه می رقصم

من به سادگی نم نم بارانم

آینه ام

و مسیح وار آن مردم را جا گذاشته ام

که از صدای طبل های آزادی می هراسند

من با تک آهنگ زنی که نوزاد بیمارش را

به پستان گرفته آواز می خوانم

من اندیشه های این رسوایان را می شناسم

دستهای برهنه از گناهت هنوز بوی باروت می دهد

پس می توان

از خشم خدا  نهراسید و زیر باران سنگش می زد

محبوبم

تمام تنم شراب آلود است

و تسلیم دستهای برهنه از گناه توست .

 

28 اکتبر 2008