شعر

صفحه نخست

     

وسوسه خیال گریه دارد

 

واژه هایم در تصویری سیاه در گیرند

ضمیرهای فریب خورده اعتراف به دلتنگی دارند

نیاز آشفته است

وسوسه خیال گریه دارد

وبیگانه ای دستان زخمی ام را

به سخاوت حلقه های زنجیر

میهمان   می کند  

و خود پرستی اش را پرواز می دهد

و گرایش های پر شورم را در زمستانی سرد زندانی می کند

 آه من شتاب هوسهای مرموز شان را می شناسم

و  نقاب های شیشه ای به من دهن کجی می کنند

و فکرهای نا فرمان من هوس عصیان دارند

 

و دلم می خواهد

در سیپده دم تاریخ فردا به فاحشه های مومن روسپی وار بخندم .

 

13 اکتبر 2008