|
آهای
سلسه ی خاموشان
کور و کران قرن معیارهای سیاه
اینجا کلاغان به مغز نقاشان نقب زده اند

و قلم شاعران در لجنزار فرو رفته
آهای سلسه ی خیالهای واهی
سلسه ی آیه های تاریکی
آهای روسپیان اندیشه
که با قلم هایتان تزویر را بزک می کنید
شاعران ریا
که رانهایتان در فاحشه خانه ها نسیم صبحگاهی را بوسه
می زنند
و قلمهایتان در خون شناور
حقیقت در عرصه ای تنگ فریاد می زند
اینجا فاحشه ها شرم آور و هراسناک
فاجعه های نفرت انگیز را آبستن می شوند
و تضاد کودکی است که من به پستان می گیرم

آهای سلسه ی خاموشان
اینجا کسی در تضاد غرق می شود
و کودکان نامشروع و هوسباز
پستانهای مادران را می برند
آهای ستایشگران روزهای معصیت
سوداگران عدالتهای خیالی که در اقتدار شناورید
من میان انحرافهای کج و معوج آیه های تاریکی گم شده ام
و سماجت عصیانم بوسه زده بر انفجار
و با چوبدستی ام به جنگ تاریکی می روم

و پرتاب شدگان در خلسه را پیامی خواهم داد
آری اینجا فاحشه ها شرم آور و هراسناک
فاجعه های نفرت انگیز را آبستن می شوند
و تضاد کودکی است که من به پستان می گیرم
و در قرن معیارهای سیاه لالائی پرواز می خوانم
و خواب شاعران آزاده را می بینم
18 سپتامبر 2008
|