|
خو
اننده را به یاد داستانهای دهه ی 60 .70 و یاد فیلمهای
آبگوشتی فارسی می اندازد که یک فاحشه قهرمان فیلم و یا
داستان میشود و برای مدت کوتاهی خواننده و بیننده را
وادار می کند که به او ......
مریم
وار نگاه کنند گرچه از دیدگاه تمام طبقات این فراموش
شدگان هیچگاه جامه ی عفاف از مردم هدیه نخواهند
گرفت........
نویسنده با دید و نگرشی خوب به این مسله می پردازد و
با خوشبینی درد ودل آنها را می نویسد. او به دنیای
پیری و بیماری و فراموشی آنان هیچ اشاره ای نکرده که
چگونه در دنیای پیری و بیماری در تنهائی در همان خانه
های فراموش شده لا بلای تارهای عنکبوتی شکار میشوند و
سینه های ......
جوانشان که روزی برای مردان دلبری می کرد خوراکی لذیذ
برای سوسماران و ماران میشود . او خیل ساده و بی ریا
در کتاب اوا شما را با خود به خانه ی اوا می برد به
خانه ای که زرق و برقی دارد. و گاهی سرک می کشد
به پشت دیوارهای نمناک و پرده های غمگین آن که زنان
جامعه ......
آرزوهای بر باد رفته را جستجو می کنند و محبتهای
مادرانه را در بقچه ای گذاشته اند و مردان را نا
خواسته در آغوش می گیرند و بهائی دریافت می کنند
.......
اوا
قهرمان اصلی کتابکه خود قربانی یک طلا ق است و یک مادر
جوان ..با جوانی به نام فلیپ آشنا میشود که جوانی پسر
از دست رفته اش را در او می بیند و فلیپ که خود از
عشق واقعی مادرانه محروم بوده این دو سر راه یکدیگر
قرار می گیرند و عشقی همراه با عشق مادرانه بین آنان
بوجود می آید .او ا تمام آرزوهاو آینده و زندگی خود را
در فلیپ می بیند و به هیچ وجه نمی تواند تصور از
دست
دادن او را مجسم کند .اوا یک قربانی است و خود تکیه
گاهی برای قربانیان میشود. ودر آخر داستان فلیپ عاشق
فاحشه ای تازه وارد میشود .و اوا حسادت و عشق مادرانه
را کنار می گذارد و برای آنان جشن عروسی می گیرد و
همگی با هم زندگی می کنند .
نویسنده با ساده ترین کلما ت داستان را نوشته و خود
از دنیای گذشته و حالش گله دارد و در غربت دلش گرفته
و بیشتر در گذشته ی بچه گانه اش پرواز می کند به همان
کوچه های گاه گلی که فریاد چغله بادام فروش گوش را کر
میکرد و لباسهای چرک برای حوض جلبک گرفته لحظه شماری
می کردند .
|